لغت نامه دهخدا
غوربا. [ رَ ] ( اِ مرکب ) آش غوره. ( فرهنگ شعوری ج 2 ورق 188 الف ). حصرمی. ( دهار ). غوره با. ( ناظم الاطباء ). رجوع به غوره با شود.
غوربا. [ رَ ] ( اِ مرکب ) آش غوره. ( فرهنگ شعوری ج 2 ورق 188 الف ). حصرمی. ( دهار ). غوره با. ( ناظم الاطباء ). رجوع به غوره با شود.
= غوره با
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تافته طبعی مکن بر سر خوان طمع تا نخوری غوربا هم ز رخ میزبان