لبیک گویان

لغت نامه دهخدا

لبیک گویان. [ ل َب ْ ب َ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) لبیک زنان. در حال گفتن لبیک:
کعبه استقبالشان فرموده هم در بادیه
پس همه ره با همه لبیک گویان آمده.خاقانی.منقل مربع کعبه سان آشفته در وی رومیان
لبیک گویان در میان تن محرم آسا داشته.خاقانی.

فرهنگ فارسی

در حال گفتن لبیک

جمله سازی با لبیک گویان

💡 شاه دین لبیک گویان بی درنگ سوی هندستان شد از میدان جنگ

💡 کعبه استقبالشان فرموده هم در بادیه پس همه ره با همه لبیک گویان آمده

💡 جامه احرام پوشیدند اشجار چمن شد جهان پر غلغل از لبیک گویان بهار