شاه زاول
لغت نامه دهخدا
شاه زاول. [ هَِ وُ ] ( اِخ ) شاه زابل.محمودبن سبکتکین غزنوی. ( یادداشت مؤلف ). اشاره به سلطان محمود سبکتکین است. ( برهان قاطع ):
رسید شاه جهان سوی فخردین مهمان
چو شاه زاول سوی غلام خویش ایاز.سوزنی.و رجوع به شاه زابل و محمود غزنوی شود.
شاه زاول. [ هَِ وُ ] ( اِخ ) خطابی است رستم پهلوان داستانی را.
جمله سازی با شاه زاول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خسرو ترک و عجم گوید که از تدبیر او بنده گردد صد چو شاه زاول و غزنین مرا