لغت نامه دهخدا
شاه دیوان. [ هَِ دی ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) فرمانروای دیوان. || ( اِخ ) دیوی که تمیم انصاری را بشب برد و در مهلکه انداخت و پس از هفت سال عیسی، که نام پری مسلمان بود تمیم انصاری را پس از محاربه و انهزام دیوان نجات داد. ( از آنندراج ).