قاطع رحم

مترادف‌ها

بی‌رحم، سنگدل، بی‌مهابا

متضادها

رحیم، مهربان، بخشنده

لغت نامه دهخدا

قاطع رحم. [ طِ ع ِ رَ ح ِ ] ( ص مرکب ) کسی که خویشی راببرد و پیوند برادری را گسسته کند. ( ناظم الاطباء )

فرهنگ فارسی

کسی که خویشی را ببرد و پیوند برادری را گسسته کند.

جمله سازی با قاطع رحم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بدان که حق ایشان عظیمتر است که نزدیکی ایشان بیشتر است. رسول گفت (ص) که هیچ کس حق پدر نگذارد تا آنگاه که وی را بنده ای یابد، بخرد و آزاد کند. و گفت، «نیکویی کردن با پدر و مادر فاضلتر از نماز و روزه و حج و عمره و غزا» وگفت، «بوی بهشت از پانصد ساله راه بیاید و عاق و قاطع رحم نیابد». و خدای تعالی وحی فرستاد به موسی که هرکه فرمان مادر و پدر برد و فرمان من نبرد، وی را فرمانبردار نویسم و هرکه فرمان من برد و فرمان ایشان نبرد، وی را نافرمانبردار نویسم. و گفت رسول ما (ص)، «چه زیان دارد اگر کسی صدقه ای بدهد به مزد پدر و مادر تا ایشان را مزد بود و از مزد وی هیچ کم نشود؟»

💡 و عن ابی امامة الباهلی قال قال رسول اللَّه (ص) یهبط اللَّه الی سماء الدنیا الی عباده فی نصف من شعبان فیطلع الیهم، فیغفر لکل مؤمن و مؤمنة و کل مسلم و مسلمة الا کافرا او کافرة او مشرکا او مشرکة، او رجلا بینه و بین اخیه مشاحنة و یدع اهل الحقد بحقدهم. و فی روایة اخری: الا قاطع رحم او قاتل نفس او مشاحنا.

💡 آن حاکم ظالم، با رفتارهای قاطع رحم خود، باعث ایجاد وحشت و اضطراب در میان مردم بی‌گناه و ساکنان آن شهر شد.

💡 در داستان‌های قدیمی، شخصیت‌های قاطع رحم معمولاً با بی‌رحمی و سخت‌گیری بیش از حد نسبت به اطرافیان خود شناخته می‌شوند.

💡 برخورد قاطع رحم او با مخالفان، باعث شد که بسیاری از مردم از ترس انتقام او، سکوت اختیار کنند و اعتراض نکنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران