شیرین گوار

لغت نامه دهخدا

شیرین گوار. [ گ ُ ] ( ص مرکب ) سریعالهضم. ( ناظم الاطباء ). خوشگوار. گوارا:
نگویم می لعل شیرین گوار
که زهر از کف دست او نوش بود.سعدی.تیغ جفا گر زنی ضرب تو آسایش است
روی ترش گر کنی ضرب تو شیرین گوار.سعدی.من آن سرچشمه شیرین گوارم
که آب زندگانی نام دارم.امیرخسرو دهلوی ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

خوشمزه و لذیذ، خوشگوار.

فرهنگ فارسی

سریع الهضم خوشگوار و گوارا.

جمله سازی با شیرین گوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بهل تا از آن آب شیرین گوار بنوشم من ای داور تاجدار

💡 همی گفت کای آب شیرین گوار زآب آفرین شاه شرمی بدار

💡 شما از چه رو آب شیرین گوار ببستید بر روی آن شهریار

💡 یکی جام پر ز آب شیرین گوار بیاورد نزدیک آن شهسوار

💡 نگویم می لعل شیرین گوار که زهر از کف دست او نوش بود

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز