لغت نامه دهخدا
فراری شدن. [ ف ِ / ف َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) گریزان شدن.ناچار به فرار گردیدن. رجوع به فرار و فراری شود.
فراری شدن. [ ف ِ / ف َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) گریزان شدن.ناچار به فرار گردیدن. رجوع به فرار و فراری شود.
( مصدر ) گریزان شدن گریختن ناچار بفرار گردیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از انقلاب و به دنبال فراری شدن بسیار از عوامل حکومتی یا سرمایه داران مرتبط با رژیم پهلوی اموال آنها به حکم اینکه اموال مردم بوده و از راه غیر مشروع به دست آمده مصادره میشد که باغ کاشفی نیز از همین اموال بود.