شالکه
لغت نامه دهخدا
شالکه. [ ل َ ک َ ] ( اِخ ) نام دهی است از دیه های اطراف تنکابن. ( از سفرنامه رابینو ص 106 انگلیسی و 143 ترجمه فارسی ).
شالکه. [ ل َ ک ِ ] ( اِخ ) دهی از بخش ماسال شاندرمن شهرستان طوالش. دارای 188 تن سکنه. آب آن از رودخانه. محصول آن برنج، پشم، لبنیات و ابریشم است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
فرهنگ فارسی
ده از بخش ماسال شاندرمن شهرستان طوالش و ۱۸۸ تن سکنه. آب: رودخانه محصول: برنج پشم لبنیات و بریشم.
جمله سازی با شالکه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سایمون تِروده (زادهٔ ۲ مارس ۱۹۸۸) یک فوتبالیست اهل آلمان است که در پست مهاجم برای باشگاه فوتبال شالکه ۰۴ در بوندسلیگا ۲ بازی میکند.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال شالکه ۰۴، اشپورت فقاند زیگن، و باشگاه فوتبال بروسیا دورتموند اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال چایکار ریزهاسپور، باشگاه فوتبال شالکه ۰۴، و باشگاه فوتبال استانبول باشاکشهر اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال نورنبرگ، باشگاه فوتبال شالکه ۰۴، و باشگاه فوتبال شوارتز-وایس اسن اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال بلاو-وایس ۹۰ برلین، باشگاه فوتبال شالکه ۰۴، و باشگاه فوتبال سن پائولی اشاره کرد.
💡 بِلِندی ایدریزی (زاده ۲ مه ۱۹۹۸) یک فوتبالیست اهل کوزوو است که در پست هافبک هجومی برای تیم شالکه ۰۴ در بوندسلیگا ۲ آلمان و تیم ملی کوزوو بازی میکند.