ضیاغم

لغت نامه دهخدا

ضیاغم. [ ض َ غ ِ ] ( ع اِ ) ج ِ ضیغم.

فرهنگ فارسی

جمع ضیغم
( اسم ) شیر درنده شیر بیشه جمع: ضیاغم.
جمع ضغیم

جمله سازی با ضیاغم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در بیشه از صلابت رمح وی ناخن فتد ضیاغم غژمانرا

💡 بر پاک جان او ملایک قوالبند گه تند خشم او ضیاغم ارانبند

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز