لغت نامه دهخدا
ساخته و پرداخته. [ت َ / ت ِ وُ پ َ ت َ / ت ِ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) ساخته و به اتمام رسیده. ساخته و آماده. حاضر و آماده.
ساخته و پرداخته. [ت َ / ت ِ وُ پ َ ت َ / ت ِ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) ساخته و به اتمام رسیده. ساخته و آماده. حاضر و آماده.
💡 خوشتر که از این اندیشه باز آیند و این در که کلید گشایش آن بر بام افتاده فراز خواهند، زیرا که شما را درین سودا سودی نخواهد زاد و مرا سرمایه آبرو یکسر زیان خواهد کرد. جز این فرمایش هر کار از من ساخته و پرداخته باشد درباره آن گرامی فرزند انجام پذیر است. زندگانی را فزایش باد و رخسار هستی را به زیب و رنگی جاوید سنگ آرایش.
💡 رئیسجمهور سابق ایران، محمود احمدینژاد، در نهم مارچ نامه ای برای سازمان ملل فرستاد که در آن اینگونه نوشتهاست: «امروز برهمگان آشکار شدهاست که امثال ویروس جهش یافته و هوشمند ویروس کرونا، ساخته و پرداخته آزمایشگاهها بوده» و کوید-۱۹ «به عنوان سلاحی جدید برای برقراری یا حفظ برتری سیاسی و اقتصادی در عرصه بینالملل، توسط برخی قدرتهای سلطه جو و گسترش سریع آن، موجب نگرانی عمومی ملتها و ایجاد اختلال بیش از پیش در امنیت مردم جهان شدهاست.»