لغت نامه دهخدا
مات و مبهوت. [ ت ُ م َ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) مات و متحیر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). حیران. سرگردان. سرگشته و سراسیمه. رجوع به مات و نیز رجوع به مبهوت شود.
مات و مبهوت. [ ت ُ م َ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) مات و متحیر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). حیران. سرگردان. سرگشته و سراسیمه. رجوع به مات و نیز رجوع به مبهوت شود.
مات و متحیر
💡 لیندا همسر هاسکینز و فرزندانش الکس، سارا، رزا و جک در بیانیهای، گفتند: «از اینکه باب دوستداشتنیمان را از دست دادیم، مات و مبهوت هستیم.»