لب روزی

لغت نامه دهخدا

لب روزی. [ ل َ ] ( ص مرکب ) کم روزی. گنجشک روزی. کردی خوردی. آش بقازنه ( به ترکی ):
هرگز نبدم لب تو یارب روزی
یابنده تو نیست مگر لب روزی.یبغو.

فرهنگ فارسی

آنکه رزقش اندک باشد کم روزی: هرگز نبدم لب تو یارب روزی یابند. تو نیست مگر لب دوزی. ( یبغو لغ. )

جمله سازی با لب روزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نی لب روزی به خنده خواهم بگشاد نه چشم شبی زگریه خواهم در بست

💡 جانی ز قدم رسیده تا لب روزی به ستم رسیده تا شب

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز