قوبا

لغت نامه دهخدا

قوبا. ( ع اِ ) خشونت و درشتیی است که در ظاهر پوست بدن به هم رسد با خارش بسیار و از آن قشور دایم جدا میگردد تا صحت یابد و در ابتدا دانه اندک صلبی پیدا میشود و یا داغی و خارش بسیار میکند و بعد اندک آب لزجی از آن تراوش میکند و روز بروز زیاده میگردد و از امراض مسری است. و بر دو نوع است: سرخ و سیاه. سرخ آن نازک تر و خارش آن کمتر و سیاه آن ضخیم تر و خارش آن بیشتر است. بسیار آن خصوصاً سیاه ضخیم و آنچه از آن رطوبت صدیدی لزج عفن تراوش نماید و زود منتشر شود و اطراف خود را متقرح و فاسد سازد. بسیار ردی و مقدمه ٔجذام است و قوبای منتشر را برص اسود اطلاق میکنند و گاه قوبا در دماغ ظاهر میشود و علامت و سبب آن قریب به علامت و سبب حمره دماغ و لازم آن حکه دماغ است. ( بحر الجواهر ) ( فرهنگ نظام از مجمع الجوامع ). قوبا بریون. ( ذخیره خوارزمشاهی ). رجوع به قوباء شود. || زفت مطلق یا زفت یابس. ( فهرست مخزن الادویه ).

فرهنگ عمید

هر نوع بیماری پوستی همراه با بثورات.

جمله سازی با قوبا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آبشار آفورجا با ارتفاع حدود ۷۵ متری در روستایی به همین نام یعنی آفورجا در شهرستان قوبا واقع شده است. این آبشار در فهرست آثار طبیعی جمهوری آذربایجان گنجانده شده است و توسط دولت محافظت می‌شود.

ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز