لغت نامه دهخدا
قوابل. [ ق َ ب ِ ] ( ع اِ ) ج ِ قابلة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به قابلة شود.
- قوابل الامر؛ اوائل کار. ( منتهی الارب ).
قوابل. [ ق َ ب ِ ] ( ع اِ ) ج ِ قابلة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به قابلة شود.
- قوابل الامر؛ اوائل کار. ( منتهی الارب ).
= قابله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کی دهد دست جعل جاعل را که موافق کند قوابل را
💡 از روی نگار و از قوابل دیدیم عیان بی محادات