قصاید

لغت نامه دهخدا

قصاید. [ ق َی ِ ] ( ع اِ ) قصائد. ج ِ قصیدة. رجوع به قصیدة شود.

فرهنگ عمید

= قصیده

فرهنگ فارسی

جمع قصیده
( اسم ) جمع قصیده چکامه ها: فصحای عرب بقصاید سبعیات مفاخرت و مباهات می کردند.

جمله سازی با قصاید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به قصد قصاید شدم تیز گام برآمد به نظم معمام نام

💡 بلند بختا در مدح تو قصاید من مرصع است به یاقوت و لولو لالا

💡 اغلب قصاید او در ستایش پادشاهان صفویه و وزراء آنها بود اشعار وی دچار دستخوش حوادث شده و جز ۱۷ قصیده و ۳ غزل و ۱۵ رباعی و یک ساقی نامه از او چیز دیگری در دسترس نمی‌باشد.

💡 لیک دو سه بار زی امیر نمودم چند قصاید گسیل و چند رسایل

💡 انوری در قصاید خود مداحی‌هایی دارد، از جمله مدح ملک الامرا طغرل تگین غازی بیگ الب‌ارغو(آل افراسیاب)(حکومت ۴۵۵ق/۱۰۶۳م)، را گفته‌است.

💡 چنان کنم بسعادت که تا کم از یکسال بود قصاید مدح تو تاج اشعارم

جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز