قایدی

لغت نامه دهخدا

قایدی. [ ی ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان جم بخش کنگان شهرستان بوشهر. در 63000گزی خاور کنگان و 2000 گزی جنوب راه مالرو کنگان به پشتکوه و در جلگه واقع است. هوای آن معتدل مالاریائی است.100 تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات، خرما، لیمو، انار و شغل مردم آن زراعت و باغبانی است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

جمله سازی با قایدی

💡 استقلال در بازی بعدی میزبان تراکتور تبریز بود که با گل به خودی هادی محمدی و مهدی قایدی ستاره جوان این تیم، ۲ بر ۱ سرخپوشان تبریزی را شکست دادند. البته آبی‌ها هم مثل همیشه یک پنالتی هم از داور طلبکار شدند.

💡 با پایان نیم‌فصل اول استقلال به سرعت وارد حاشیه شد؛ مهدی قایدی ستاره استقلال از حضور در تمرینات تیم سر باز زد. وی به مبلغ پایین قراردادش اعتراض داشت.

💡 استقلال در هفته دهم میزبان آلومینیوم اراک بود. این بازی با پیروزی ۲–۰ در برابر استقلال به پایان رسید. گل‌های استقلال توسط مطهری در نیمه اول و قایدی در نیمه دوم به ثمر رسید. این برد تأیید بر صدرنشینی استقلال در این هفته از لیگ برتر بود.

💡 استقلال در آخرین بازی معوقه اش از هفته بیست و یکم، به مصاف پدیده رفت و با دو گل رمضانی و قایدی برنده شد. آبی‌ها سپس در بازی بعدی گل گهر را هم با همین نتیجه در خانه مغلوب کردند.

💡 اگرخواهی،بدین‌حالت،رسی، مردی بدست آور که نتواند رود، بی قایدی در راه، نابینا