قانلو

لغت نامه دهخدا

قانلو. ( اِخ ) دهی از دهستان احمدآباد بخش تکاب شهرستان مراغه. در 15هزارگزی شمال خاوری تکاب و 8هزارگزی خاور راه ارابه رو تکاب به احمدآباد واقع است. کوهستانی و معتدل و سالم است. 292 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه سارها و محصولات آن غلات و بادام و حبوبات و کرچک و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

دانشنامه عمومی

قانلو یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان آبش احمد بخش آبش احمد شهرستان کلیبر واقع شده است.

جمله سازی با قانلو

💡 تیردی بوسوز لارتولی یاشدین گوزی کافر ایشتیسونک بیله قانلو سوزی

💡 مژگانی اولوب قانلو یاشیندان رگ یاقوت صائب لب لعل گهر افشانینی گورجک

💡 نه لایقدور که عشق اهلی قیله قان ایچدیگین (سن) سیز نیچون بلبل یا شورماز ایل گوزیندن قانلو منقارین؟

💡 لعل میگونین که ایچوبدور بدخشان قانینی غنچه نی بلبل گوزینه قانلو پیکان ایلمیش