قالبک زن
مترادفها
کلیشهساز، قالبساز
متضادها
خلاق، نوآور
لغت نامه دهخدا
قالبک زن. [ ل َ / ل ِ ب َ زَ ] ( نف مرکب ) چیت ساز. قلمکارساز. کسی که پارچه ها را نقش قلمکاری زند:
قالبک زن چون رخ والا منقش می کند
بهر شلوار زرافشان خاطرم خوش می کند.نظام قاری ( دیوان ص 57 ).نقش والای لطیف قلفی گر بیند
قالبک زن سزد ار نقش نخواند در کار.نظام قاری ( دیوان ص 14 ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که پارچه را نقش قلمکاری زند قلمکار ساز چیت ساز.
جمله سازی با قالبک زن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نقش والای لطیف قلغی گربیند قالبک زن سز نقش نخواند در کار
💡 استادکار قدیمی که یک قالبک زن ماهر بود، با دقت بسیار بالا قطعات فلزی را برای قالبگیری دقیق صنایع دستی آماده میکرد.
💡 در آن کارگاه سنتی، قالبک زن مسئول ساخت قالبهای مخصوصی بود که شکل نهایی محصولات سفالی و فلزی را تعیین میکردند.
💡 مهارت یک قالبک زن در ایجاد جزئیات ریز روی قالب، مستقیماً بر کیفیت و زیبایی نهایی محصولی که تولید میشود، تاثیر میگذارد.