فهرس
مترادفها
فهرست، لیست، کاتالوگ
لغت نامه دهخدا
فهرس. [ ف ِ رِ ] ( معرب، اِ ) فهرست. ( منتهی الارب ). معرب فهرست. ( غیاث ). رجوع به فهرست شود.
فرهنگ عمید
= فهرست
فرهنگ فارسی
معرب فهرست
( اسم ) ۱ - جدولی شامل ابواب و فصول کتاب در ابتدا یا انتهای آن ۲ - صورت اسامی چیزی.
جمله سازی با فهرس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کتاب فهرس از سنان که به فارسی ترجمه شده است دو بار در اهواز مورد نقد و بررسی قرار گرفت. کتابهای سنان ازجمله "مریما" در برنامههای رادیویی فارسی نیز معرفی و بررسی شده است.
💡 پژوهشگر پس از مطالعه دقیق کتاب، به سراغ فهرس موضوعی در انتهای اثر رفت تا بتواند اطلاعات مورد نظر خود را سریعتر پیدا کند.
💡 در پایان گزارش علمی، فهرس جداول و اشکال باید با دقت بسیار بالا و مطابق با شماره صفحات ذکر شده در متن اصلی تنظیم شود.
💡 برای دسترسی سریع به بخشهای مختلف کتابخانه دیجیتال، استفاده از یک فهرس جامع و دقیق برای تمامی کتابهای موجود در پایگاه داده الزامی است.