فرمانده دوم

مترادف‌ها

جانشین فرمانده، معاون

متضادها

فرمانده اول

فرهنگستان زبان و ادب

{executive officer} [علوم نظامی] افسری که در یگان های شناور مسئول امور اجرایی، به ویژه امور انضباطی است، و در غیاب فرمانده نیز، چنانچه دستور دیگری صادر نشده باشد، عهده دار وظایف اوست

جمله سازی با فرمانده دوم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بارسمانَس یکی از بزرگان و اسپهبدان شاهنشاهی ساسانی بود. او برای شرکت در نبرد دارا در سال ۵۳۰ در برابر امپراتوری بیزانس به رهبری بلیساریوس شناخته شده‌است. بارسمانس در این نبرد پس از پیروز فرمانده دوم بود و در آنجا کشته شد. به گفته پروکوپیوس او یک چشم خویش را از دست داده بود.

💡 در صورت بروز هرگونه اتفاق ناگهانی برای فرمانده اصلی، فرمانده دوم موظف است بلافاصله مسئولیت هدایت نیروها و مدیریت عملیات را بر عهده بگیرد.

💡 نقش فرمانده دوم در یک واحد نظامی بسیار حیاتی است، زیرا او باید همیشه آماده‌ی تصمیم‌گیری در شرایط بحرانی و بسیار حساس باشد.

💡 در جریان جنگ، فرمانده دوم با مدیریت دقیق بخش‌های مختلف، توانست از عقب‌نشینی نیروها جلوگیری کرده و روحیه سربازان را دوباره تقویت کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران