فر کیانی
لغت نامه دهخدا
فر کیانی. [ ف َرْ رِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) فره کیانی. خوره. خره. ( حاشیه برهان چ معین ). نوری که از خدای تعالی بر خلایق فایز شود که به وسیله آن قادر شوند به ریاست و حرفتها و صنعت ها. ( برهان: خوره ). رجوع به فره و خوره و نیز رجوع به حاشیه برهان چ معین ذیل لغت خوره شود.
فرهنگ فارسی
فره کیانی. خوره
جمله سازی با فر کیانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به فر کیانی و نیک اختری به مردی و گردی و کند آوری
💡 به جیحون گذر کرد و کشتی نجست به فر کیانی و رای درست
💡 اول از حسن و وفا و زندگانی گویمش یا ز حسن و طلعت و فر کیانی گویمش
💡 در افسانههای کهن ایرانی، پادشاهان برگزیده دارای فر کیانی بودند که نشان از مشروعیت الهی و قدرت بیپایان آنها در حکمرانی بر سرزمین داشت.
💡 شاعر بزرگ در اشعار خود از فر کیانی یاد میکند تا شکوه و عظمت دوران باستان و اصالت خون پادشاهان پارسی را به تصویر بکشد.
💡 از دست رفتن فر کیانی در داستانهای حماسی معمولاً به معنای سقوط یک سلسله و از دست دادن حمایت نیروهای ماورایی از حاکم است.