فاعل مختار

مترادف‌ها

عامل خوداختیار

لغت نامه دهخدا

فاعل مختار. [ ع ِ ل ِ م ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) در مقابل فاعل بالجبر است، و آن عبارت از فاعلی است که منشاء فاعلیت او علم و اراده به اضافه اختیار باشد به نحوی که هرگاه بخواهد فعلی را انجام دهد و اگر نخواهد انجام ندهد. ( از فرهنگ اصطلاحات فلسفی ).

فرهنگ فارسی

در مقابل فاعل بالجبر است و آن عبارت از فاعلی است که منشائ فاعلیت او علم و اراده باضافه اختیار باشد. به نحوی که هر گاه بخواهند فعلی از انجام دهد و اگر نخواهد انجام ندهد.

جمله سازی با فاعل مختار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بنده را حق فاعل مختار کرد عقل و هوش و قدرتش ایثار کرد

💡 روز ازل که فاعل مختار تا ابد بر دست اعتبار تو می داد اختیار

💡 سر تسلیم نهادیم به زانوی رضا که به تفسیر قضا فاعل مختار شدیم

💡 به تولای فنا از در امکان و وجوب حایل جبر منم فاعل مختار منم

💡 بوده‌ام من فاعل مختار تو تو مرا مفعول مطلق بوده‌ای

💡 شدی به ملک تن خویش فاعل مختار عدول وقت تحکم ز عدل و داد مکن

💡 در مباحث پیچیده کلامی و فلسفه اسلامی، بحث درباره اینکه آیا انسان یک فاعل مختار است یا بر سرنوشت خود تسلط ندارد، بسیار گسترده است.

💡 فیلسوفان بزرگ همواره بر این نکته تاکید داشتند که انسان باید به عنوان یک فاعل مختار، مسئولیت تمام تصمیمات و اعمال خود را بپذیرد.

💡 برای درک عمیق از مفهوم اراده، باید مطالعه دقیقی بر روی نظریات مربوط به فاعل مختار و ارتباط آن با تقدیر انجام داد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران