فاریابی

لغت نامه دهخدا

فاریابی. [ فارْ ] ( ص نسبی ) منسوب است به فاریاب که معروف است. ( سمعانی ).
فاریابی. [ فارْ ] ( اِخ ) ظهیرالدین. رجوع به ظهیر شود.

جمله سازی با فاریابی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امیرحسن یزدگردی (۱۳۰۶ ـ ۴ فروردین ۱۳۶۵) پژوهشگر و نویسندهٔ ایرانی و استاد دانشگاه تهران بود. او برای نگارش کتاب حواصل و بوتیمار و نیز تصحیح دیوان ظهیرالدین فاریابی دو بار برندهٔ کتاب سال ایران شد. همچنین برای تصحیح کتاب نفثةالمصدور برندهٔ جایزهٔ کتاب سال سلطنتی شد.

💡 احمد فاریابی متولد ۱۳۴۳ از ولسوالی قیصار ولایت فاریاب افغانستان است. وی دارای مدرک تحصیلی خصوص معادل با لیسانس است.