غزلان

مترادف‌ها

آهوان، غزال‌ها

لغت نامه دهخدا

غزلان. [ غ ِ ] ( ع اِ ) ج ِ غَزال. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ظِباء. ( صبح الاعشی ج 2 ص 45 ). رجوع به غزال و ظبی شود.

فرهنگ عمید

=غزال

جمله سازی با غزلان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وداع کرده بر آخور روانه گشته بدشت چو از جوادر و غزلان بمرغزار و سراب

💡 تا زنی راه غزلان از نگاه ای غزال من، به صحرا می‌روی

💡 در میان جنگل‌های انبوه و سرسبز، دسته‌ای از غزلان زیبا در حال چریدن بودند که با دیدن انسان‌ها سریع به سمت درختان فرار کردند.

💡 شاعر در اشعار خود از زیبایی و ظرافت غزلان برای توصیف معشوق استفاده کرده است تا احساسات لطیف خود را به بهترین شکل بیان کند.

💡 تماشای حرکت آرام و باوقار غزلان در سپیده‌دم، تجربه‌ای بسیار آرام‌بخش و نزدیک به طبیعت برای هر بیننده در آن منطقه فراهم می‌آورد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران