لغت نامه دهخدا
غربت گرای. [ غ ُ ب َ گ َ / گ ِ ] ( نف مرکب ) آنکه به غربت تمایل کند. غربت گزین:
به یاد حریفان غربت گرای
کز ایشان نبینم یکی را به جای.نظامی.
غربت گرای. [ غ ُ ب َ گ َ / گ ِ ] ( نف مرکب ) آنکه به غربت تمایل کند. غربت گزین:
به یاد حریفان غربت گرای
کز ایشان نبینم یکی را به جای.نظامی.
( غربت گرا ی ) آنکه به غربت تمایل دارد غربت گزین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به یاد حریفان غربت گرای کز ایشان نبینم یکی را به جای