لغت نامه دهخدا
غراب زمین. [ غ ُ ب ِ زَ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شب سیاه و شب تاریک. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ):
داد غراب زمین روی به سوی غروب
تا نکند ناگهان باز سپهرش شکار.خاقانی.
غراب زمین. [ غ ُ ب ِ زَ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شب سیاه و شب تاریک. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ):
داد غراب زمین روی به سوی غروب
تا نکند ناگهان باز سپهرش شکار.خاقانی.
کنایه از شب سیاه و شب تاریک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داد غراب زمین روی به سوی غروب تا نکند ناگهان باز سپهرش شکار