غالبیت
مترادفها
اکثریت
متضادها
اقلیت
لغت نامه دهخدا
غالبیت. [ ل ِ بی ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) غالب بودن. غالب گردیدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) غالب بودن غلبه.
جمله سازی با غالبیت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خصم مقراض حیل هرچند سازد تیز تر ای تو را در غالبیت مدت فرصت طویل
💡 گیرم که به چشم خلق پوید دشمن با من ره غالبیت اندر همه فن
💡 در این انتخابات، غالبیت مردمی با رای دادن به کاندیدای مورد نظر خود، مسیر جدیدی را برای مدیریت آیندهی شهر و توسعهی زیرساختها باز کرد.
💡 با وجود نظرات متفاوت، در نهایت غالبیت نظر اعضای هیئت مدیره بر تصمیم نهایی تأثیر گذاشت و پروژهی جدید را برای اجرا تصویب کردند.
💡 برای پیروزی در رقابتهای تجاری، باید بتوانید غالبیت سهم بازار را به دست آورید و اعتماد مشتریان را نسبت به محصولات باکیفیت خود جلب کنید.