غالب با

لغت نامه دهخدا

غالب با. [ ل ِ بِل ْ لاه ] ( اِخ ) عبداﷲبن محمد الشیخ بن عبداﷲبن عبدالرحمن السعدی، مکنی به ابومحمد. از پادشاهان دولت اشراف سعدیین در مراکش. وی درسال ( 965 هَ. ق. ) به فرمانروایی مراکش رسید. مردی بود فاضل و رغبت بسیاری به آبادانی و پیشرفت زراعت وصناعت داشت و در روزگار او مراکش بسیار پیش رفت. و وی در همان جا وفات یافت. ( اعلام زرکلی ج 2 ص 583 ).

جمله سازی با غالب با

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز بیت الحکمه کان قلبی بود خاص اگر پرسی بود غالب با خلاص

💡 اگر غالب با حاکم و پیشکار سمنان نباشی و سالی سه چهار ماه در طهران با معارف رجال دولت آمیزش نکنی، درنگ سمنان از وقوف بیابانک بدتر خواهد بود، سوراخ دعا را گم مکن.حرره یغما.