لغت نامه دهخدا
علی الاطلاق. [ ع َ لَل ْ اِ ] ( ع ق مرکب ) عموماً. بنحوی که شامل همه گردد. ( ناظم الاطباء ). بی قید. بی شرط.
- حکیم علی الاطلاق؛ خدای تعالی.
- سلطان علی الاطلاق؛خدای تعالی.
- قادر علی الاطلاق؛ خدای تعالی.
علی الاطلاق. [ ع َ لَل ْ اِ ] ( ع ق مرکب ) عموماً. بنحوی که شامل همه گردد. ( ناظم الاطباء ). بی قید. بی شرط.
- حکیم علی الاطلاق؛ خدای تعالی.
- سلطان علی الاطلاق؛خدای تعالی.
- قادر علی الاطلاق؛ خدای تعالی.
مطلقاً، عموماً، بدون قید، بی شرط.
عموما: عامه مردم پندارند که شعر متکلف علی الاطلاق آن باشد... ۲- بدن قید بی شرط. یا حکیم علی الاطلاق. خدای تعالی. یا سلطان علی الاطلاق. خدای تعالی. یا قادر علی الاطلاق. توانا برهرکار خدای تعالی.
عموما بنحوی که شامل همه گردد بی قید بی شرط
مطلقا، عموما، بدون قید، بی شرطحکیم علی الاطلاق:خدای تعالی
💡 و بالاترین چیزی که باعث امیدواری بندگان است، آن است که خداوند عالم خیر محض است و هیچ شری در او نیست، و فیاض علی الاطلاق و بخشنده مطلق، خلق را آفرید تا بر ایشان جود و احسان کند، و فضل و کرم خود را ظاهر سازد پس البته کسانی که به وحدانیت او قایل و تصدیق پیغمبر او را نموده اند بر ایشان رحم خواهد کرد و ایشان را در عذاب دائمی او نخواهد گذاشت.
💡 آنکه رزاق علی الاطلاق سبغت نعمه و سبقت رحمه. ذات اشرف؛
💡 ای کریم بحق علی الاطلاق بحق آنکه داد این سه طلاق
💡 اندر آن شب هر کرا یک جرعه زان میشد نصیب تا قیامت در جهان رند علی الاطلاق بود
💡 کآنک یارش بود علی الاطلاق در خور جامه و زر و دیباست
💡 هست دیوانهای علی الاطلاق هر که زین قصه غافل افتادست