عذری
لغت نامه دهخدا
عذری. [ ع ُ را ] ( ع اِمص ) اسم است به معنی معذرت؛ حددت و لا عذری لمحدود. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
اسم است به معنی معذرت: حددت ولا عذری نمحدود
جمله سازی با عذری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی کریم مال کمی داشته باشد اورا عذری برای در حجاب بودنش نیست
💡 هر گنه عذری و هر تقصیر دارد توبهای نیست غیر از زود رفتن، عذر بیجا آمدن
💡 سکه تا آورد در زر روی، گردانید پشت ای خوشا جرمی که عذری هست در دنبال او
💡 بر لوح معاصی خط عذری نه کشیدیم پهلوی کبایر حسناتی نه نوشتیم
💡 اندیشه روز حشر ز مستی مکن سلیم عذری بس است پیش کریمان گناه را
💡 کنونت که چشم است اشکی ببار زبان در دهان است عذری بیار
💡 او بدون اینکه هیچ عذری برای غیبت طولانی خود در جلسات مهم شرکت ارائه دهد، به آرامی وارد اتاق شد و در کنار بقیه نشست.
💡 اگر برای تأخیر در تحویل پروژه، عذری منطقی داری، بهتر است همین حالا آن را بیان کنی تا بتوانیم برنامهریزی مجدد انجام دهیم.
💡 متأسفانه هیچ عذری برای رفتار نامناسب او در مهمانی وجود نداشت و همه از برخورد تند و بیادبانه او بسیار ناراحت و رنجیده بودند.