طوفان خیز
مترادفها
تند، پرجنبوجوش، آشوبناک
متضادها
آرام، ساکن
فرهنگ عمید
جایی که طوفان از آن برخیزد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) جایی که طوفان از آن برخیزد.
جمله سازی با طوفان خیز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هوا مخالف و شب تار و بحر طوفان خیز گسسته لنگر کشتی و ناخدا خفته ست
💡 دلم زشوق پر آتش دو دیده طوفان خیز که از ورود دلارام دل گرفت آرام
💡 دیده را سامان یک شبنم کلیم اول نبود این زمانش موج حسن یار طوفان خیز کرد
💡 از هجوم اشک طوفان خیز باشد منزلم تا نهال قامت او رفت از باغ دلم
💡 موج بحر از گریه طوفان خیز شد رعد نالان گشت و سیل انگیز شد
💡 دلم زشوق پر آتش دو دیده طوفان خیز که از ورد دلارام دل گرفت آرام
💡 آسمان که ناگهان سیاه شد، نشان از آن داشت که یک طوفان خیز در راه است و بادهای شدیدی قرار است درختان را برکنند.
💡 در ادبیات کلاسیک فارسی، شاعر از طوفان خیز سرنوشت انسانها و تغییرات ناگهانی زندگی که مانند تندباد میآیند، با تعابیری بسیار زیبا یاد کرده است.
💡 ملوانان با دیدن ابرها و تغییر ناگهانی جهت باد، متوجه شدند که باید سریعاً به سمت ساحل حرکت کنند تا از برخورد با طوفان خیز نجات یابند.