لغت نامه دهخدا
صنم کده. [ ص َ ن َ ک َ دَ / دِ ] ( اِمرکب ) بتکده. بتخانه. جای بت. صنم خانه:
از جوش کفر من شده کنعان صنم کده
از بس که ما اطاعت فرزند می کنیم.محمداسحاق شوکت ( از آنندراج ).رجوع به صنم خانه شود.
صنم کده. [ ص َ ن َ ک َ دَ / دِ ] ( اِمرکب ) بتکده. بتخانه. جای بت. صنم خانه:
از جوش کفر من شده کنعان صنم کده
از بس که ما اطاعت فرزند می کنیم.محمداسحاق شوکت ( از آنندراج ).رجوع به صنم خانه شود.
صنم خانه، بتکده، بتخانه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به آن دلی که برنگ آشنا و بیرنگ است عیار مسجد و میخانه و صنم کده اند