لغت نامه دهخدا
صرود. [ ص َ ] ( معرب، اِ ) سردسیر. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ): صرمایش نه سرمای صرود که زمهریرآن تگرگ از دماغ ریزد. ( ترجمه محاسن اصفهان ص 9 ).
صرود. [ ص َ ] ( معرب، اِ ) سردسیر. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ): صرمایش نه سرمای صرود که زمهریرآن تگرگ از دماغ ریزد. ( ترجمه محاسن اصفهان ص 9 ).
شهرهایی که هوای آن ها بسیار سرد باشد، سرزمین های سرد، سردسیر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرمسیرات فارس که در منابع ساسانی ایراهستان نامیده میشده، نام عمومی منطقهای گرمسیری در منطقه فارس است که از داراب و فیروزآباد و کازرون به سمت جنوب تا کرانههای خلیج فارس را در بر میگیرد. در متون جغرافیایی قدیم، فارس بر اساس محیط جغرافیایی و اوضاع آبوهوایی به دو منطقه گرمسیر یا جروم و سردسیر یا صرود (سرحد) تقسیم شدهاست.