لغت نامه دهخدا
صاحب منزل. [ ح ِ م َ زِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) خانه خدا. میزبان: و آن عزیز صاحب منزل طعامی ساخته بود. ( انیس الطالبین ).
صاحب منزل. [ ح ِ م َ زِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) خانه خدا. میزبان: و آن عزیز صاحب منزل طعامی ساخته بود. ( انیس الطالبین ).
خانه خدا
💡 حرف گفتن در میان عشق و دل انصاف نیست صاحب منزل ازو، منزل ازو، اسباب ازو
💡 شد تهی از عشق سر بی باده این میخانه ماند صاحب منزل برون شد خشت و خاک خانه ماند
💡 دلی کو در جهان گل نباشد وصل را قابل بیاد صاحب منزل بر اطلال و دمن گردد
💡 داشتم با صاحب منزل ره گستاخیی نکته بر واعظ گرفتم، نعره بر منبر زدم
💡 پرده های دیده را نظاره مشتاق من فرش راهت کرده است ای صاحب منزل بیا
💡 معموری منزل بود از صاحب منزل هرجا که نشستیم دمی، بیت حزن شد