شوهردار

مترادف‌ها

متأهل، زن‌دار

متضادها

مجرد، بیوه

لغت نامه دهخدا

شوهردار. [ ش َ / شُو هََ ] ( نف مرکب ) مقابل بی شوهر. زن که در نکاح مردی باشد. زن که همسر دارد.

فرهنگ عمید

ویژگی زنی که زناشویی کرده و دارای شوهر است.

فرهنگ فارسی

حالت و کیفیت شوهر دار.

جمله سازی با شوهردار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ایحود یا ایسور ییحود (عبری: איסור ייחוד) به معنی خلوت زن و مرد بیگانه که با هم خویشاوندی نزدیک ندارند، در مکانی دربسته است؛ که در شریعت یهود ممنوع گشته است. در شولحان عاروخ چنین خلوتی با زنان نیدا و شوهردار ممنوع گشته است؛ و وضع این ممنوعیت به داوود پادشاه نسبت داده شده است. ایحود، بخشی از مراسم ازدواج یهودیان اشکنازی شمرده می‌شود؛ بر اساس رسوم زن و مردی که تازه با هم ازدواج کرده‌اند، مدّتی در مکانی دربسته با هم خلوت می‌کنند.

💡 وایانگ که درگیر روابط نامشروع فراوانی با زنان شوهردار می‌شود، از همسرش که او را عاشقانه دوست دارد، طلاق می‌گیرد. وقتی «کوان لاوشی» از رابطه همسرانش با وایانگ‌شنگ باخبر می‌شود، عصبانی می‌شود و مصمم به انتقام می‌شود. او خود را مبدل می‌کند و به خانواده وایانگ شنگ نفوذ می‌کند، جایی که با همسر سابق وایانگ شنگ، یوشیانگ رابطه نامشروع برقرار می‌کند و او را باردار می‌نماید؛ و سپس او را به فاحشه خانه می‌فروشد تا روسپی گردد. کوان لاوشی بعداً متوجه می‌شود که مرتکب گناهان کبیره شده‌است و تصمیم می‌گیرد با راهبه شدن و تحصیل زیر نظر بودای هشنگ توبه کند.

💡 او که زمانی از فعالیت‌های اجتماعی خود دست کشیده بود، اکنون به عنوان یک زن شوهردار، تمام وقت خود را وقف تربیت فرزندانش کرده است.

💡 در داستان‌های قدیمی، شخصیت‌های زن شوهردار معمولاً نقش‌های بسیار مهم و تاثیرگذاری در مدیریت امور خانوادگی و اجتماعی در آن دوران ایفا می‌کردند.

💡 او با وجود اینکه یک زن شوهردار و با مسئولیت‌های سنگین خانوادگی بود، همواره تلاش می‌کرد تا در رشته تخصصی خود نیز موفق باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران