شتو

لغت نامه دهخدا

شتو. [ ش َت ْوْ ] ( ع مص ) در شتا اقامت گزیدن در شهری. ( از اقرب الموارد ) ( از محیطالمحیط ). زمستان به جایی مقیم شدن. ( المصادر زوزنی ). زمستان به جایی ایستادن. ( تاج المصادر بیهقی ). قشلاق کردن.( یادداشت مؤلف ). || قحطی رسیدن قوم را به زمستان. ( از اقرب الموارد ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). || سرد شدن زمستان. ( از اقرب الموارد ). || داخل شدن کسی در زمستان.

فرهنگ فارسی

در شتائ اقامت گزیدن در شهری یا قحطی رسیدن قوم را بزمستان.

دانشنامه عمومی

شهر شتو ( به فرانسوی: Chatou ) در شهرستان ایولین در ناحیه ایل - دو - فرانس با جمعیت ۲۹٬۴۷۲ نفر در کشور فرانسه واقع شده است

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)

جمله سازی با شتو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از فیلم‌ها یا مجموعه‌های تلویزیونی که وی در آن‌ها نقش داشته است می‌توان به زندانی شتو دیف اشاره نمود.

💡 از فیلم‌ها یا مجموعه‌های تلویزیونی که وی در آن‌ها نقش داشته‌است می‌توان به زندانی شتو دیف اشاره نمود.

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز