لغت نامه دهخدا
شاه بن. [ ب َ ] ( اِمرکب ) میوه ای است ریز و بامغز که مردم آن را می خورند. قسم کوچک بن یعنی، حبة الخضرا باشد. ( مخزن الادویه در کلمه حبة الخضراء ). رجوع به حبة الخضراء شود.
شاه بن. [ ب َ ] ( اِمرکب ) میوه ای است ریز و بامغز که مردم آن را می خورند. قسم کوچک بن یعنی، حبة الخضرا باشد. ( مخزن الادویه در کلمه حبة الخضراء ). رجوع به حبة الخضراء شود.
میوه ایست ریز و با مغز که مردم آنرا میخوراند ٠ قسم کوچک بن یعنی حبه الخضرا باشد ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابوالمظفر بهرام شاه بن مسعود که زر خورشید از رای او عیار گرفت
💡 ابوالمظفر بهرام شاه بن مسعود که چرخ در کنف او به زینهار شده است
💡 مفخر دیهیم و گاه و زینت چترو کلاه صورت اقبال دولت شاه بن بهرام شاه
💡 خسرو بهاء دولت و دین شاه بن حسن کاقبال هست بسته به فرمان او میان
💡 ابوالمظفر بهرام شاه بن مسعود که جان صورت ملک است و نور دیده دین