لغت نامه دهخدا
شانه کش. [ ن َ / ن ِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) بمعنی شانه زن باشد. رجوع شود به شانه زن:
من و تو شانه کش زلف ناله های همیم
بیا بجایزه هم دهان هم بوسیم.طالب آملی ( از بهار عجم ).
شانه کش. [ ن َ / ن ِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) بمعنی شانه زن باشد. رجوع شود به شانه زن:
من و تو شانه کش زلف ناله های همیم
بیا بجایزه هم دهان هم بوسیم.طالب آملی ( از بهار عجم ).
بمعنی شانه زن باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بشکند تا نرخ عنبر قدر مشک شانه کش بر زلف عنبر بار خود
💡 گه شانه کش طرهٔ لیلا باشی گه در سر مجنون همه سودا باشی
💡 به طرف دشت ز آرایش زمان تو شد ز پنجه شانه کش موی آهوان ضیغم
💡 آینه روی تو را آب زلال شانه کش موی تو را باد شمال
💡 تا برآورد سر از حلقه مستی صائب دل ما شانه کش زلف پریشانی بود