سمپاتی
مترادفها
همدلی، همدردی
متضادها
آنتیپاتی، بیزاری
فرهنگ عمید
۱. علاقه، تعلق خاطر.
۲. رابطۀ معنوی.
فرهنگ فارسی
جذبه، طبیعی، تعلق اطر، پیوستگی، رابطه معنوی
جمله سازی با سمپاتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با کمونیسم در خارج از کشور آشنا شده و سمپاتی پیدا کردهبود، پس از بازگشتش هم با جنبش غیرقانونی کارگری تماس داشت. با این حال، زندگی خصوصی او با بحرانهای عاطفی، ناامیدی از عشق بهطور فزاینده حالت روانی او را آشفته کردهبود. او در سال ۱۹۳۷ در پی افسردگی شدید، خود را زیر چرخهای قطار باری در ایستگاه بالاتونسارسو انداخت.
💡 کازان نخستین نمایشنامه اش را در ۱۹۳۵ روی صحنه برد و در دهه ۱۹۴۰، از مستعدترین کارگردانان برادوی بود. از معروفترین نمایشنامههای او میتوان پوست دندانهای ما ﴿۱۹۴۲﴾، تمام پسران من ﴿۱۹۴۷﴾ و چای و سمپاتی ﴿۱۹۵۳﴾ را برشمرد.