سخت درمان
مترادفها
درمانناپذیر، سختدرمان، لاعلاج
فرهنگستان زبان و ادب
{refractory} [پزشکی] مقاوم در برابر درمان
جمله سازی با سخت درمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کی کند فکر فلاطون امتیاز نبض ما؟! درد بیدرمان غم را سخت درمان بینمت!