سامان شناس

مترادف‌ها

نظام‌شناس، سامان‌دهنده

لغت نامه دهخدا

سامان شناس. [ ش ِ ] ( نف مرکب ) عاقبت اندیش:
زنی کاردان است و سامان شناس
نداند کسی سیم او را قیاس.نظامی.رجوع به سامان شود.

فرهنگ فارسی

عاقبت اندیش

جمله سازی با سامان شناس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زنی کاردان‌ست و سامان شناس نداند کسی سیم او را قیاس

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران