لغت نامه دهخدا
زحل سر. [ زُ ح َ س َ ] ( ص مرکب ) در این بیت خاقانی صفت نوک قلم آمده:
عطاردیست زحل سر،زبان خامه او
که وقت سیرش خورشید تار میسازد.خاقانی.
زحل سر. [ زُ ح َ س َ ] ( ص مرکب ) در این بیت خاقانی صفت نوک قلم آمده:
عطاردیست زحل سر،زبان خامه او
که وقت سیرش خورشید تار میسازد.خاقانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عطاردی است زحل سر زبان خامهٔ او که وقت سیر سه خورشید یار میسازد
💡 زهی به دست فلک ظل چو آفتاب رحیم زهی به کلک زحل سر چو مشتری وهاب