لغت نامه دهخدا
رافی. ( ع ص ) رفوگر. رجوع به راف و رافیة شود.
رافی. ( ع ص ) رفوگر. رجوع به راف و رافیة شود.
رفوگر
رافی (خواننده). رافی گاوکیان ( ارمنی: Րաֆֆի Գավուքեան; زاده ۸ ژوئیهٔ ۱۹۴۸ ) یک خواننده - ترانه سرا و پدیدآور ارمنی تبار اهل کانادا است که در زمینه موسیقی کودکان فعالیت می کند.
• فهرست خوانندگان ارمنی
• فهرست ارمنی های کانادا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرانت به جوانگرایی و فرصتدادن به بازیکنان ناشناخته معروف است. آوی نیمنی در مکابی تلآویو، گال آلبرمن در تیم ملی اسرائیل، رافی کوهن در پتح تیکوا از معروفترین بازیکنانی هستند که در تیمهای او شکوفا شدند.
💡 ندانم از چه به هرجا که لفظ کار آید ردیف آن رافی الفور لفظ بار کنند
💡 در نتیجه انتخابات با پیروزی رئیسجمهور وقت سرژ سارگسیان که ۵۹ درصد آرا را به خود اختصاص داده بود به پایان رسید. رافی هووانیسیان با کسب ۳۷ درصد آرا دوم شد و سایر کاندیداها کمتر از ۴ درصد کل آرا را به خود اختصاص دادند.