در قرون اخیر، جنبشها و نهضتهای اسلامی متعددی در جهان اسلام ظهور یافته که در بسیاری از آنها روحانیون نقشآفرینی مؤثری داشتهاند. با این حال، در نهضت اسلامی مردم ایران که از اوایل دههی چهل خورشیدی آغاز شد، روحانیت شیعه بهگونهای بیبدیل و مقتدرانه در رأس جریان مبارزه قرار گرفت و هدایت آن را بر عهده گرفت. گذشته از رهبری ویژهی حضرت امام خمینی (رحمةالله علیه) که محور اصلی این جریان سیاسی بود، شخصیتهای برجستهی دیگری از روحانیت نیز بهطور گسترده در عرصهی مبارزه حضور فعال داشتند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی، در پیشبرد اهداف حکومت اسلامی تأثیری عمیق بر جای نهادند. در این میان، مسئلهی جایگاه و منزلت طبقهی روحانی در ساختار نظام نوپای اسلامی، از همان سالهای آغازین مورد توجه صاحبنظران قرار گرفت. این مقاله بر آن است تا دیدگاهها و اندیشههای شهید دکتر سید محمد حسینی بهشتی، که خود از شخصیتهای ممتاز و تأثیرگذار روحانی در انقلاب اسلامی بود، را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.
نقش تاریخی و تعیینکنندهی روحانیت در شکلگیری و پیروزی انقلاب اسلامی ایران امری غیرقابل انکار است. برخلاف روحانیان در برخی جوامع اهل سنت، روحانیون شیعه در ایران با تکیه بر پشتوانهی مردمی و مشروعیت دینی، توانستند جایگاهی ویژه در عرصهی سیاسی ـ اجتماعی یک قرن اخیر به دست آورند و در تحولات مهم منطقهای از جمله در فلسطین، لبنان، ایران و عراق امروز ایفای نقش نمایند. تجربهی تاریخی نشان میدهد که هرگاه روحانیت شیعه در ایران در تقابل با قدرت سیاسی حاکم قرار گرفته، به دلیل برخورداری از پایگاه اجتماعی گسترده و نفوذ معنوی در میان تودههای مردم، پیروز میدان بودهاست. این نفوذ و مقبولیت مردمی که قابلیت مقایسه با موقعیت رهبران صرفاً سیاسی غیرمذهبی را ندارد، همواره موجب حساسیت و حتی مخالفت برخی جریانهای سیاسی شده است؛ بهگونهای که همان نیروهایی که گاه به حمایت از روحانیت نیاز داشتهاند، در فرصتهای مناسب از تلاش برای حذف یا محدود کردن آنان دریغ نکردهاند. نمونهی بارز این امر، ترور شخصیتی مانند آیتالله سید محمدباقر حکیم پس از بازگشت به عراق بود که با هدف حذف یک چهرهی اثرگذار از صحنهی تحولات آن کشور صورت گرفت.
در ایران، روحانیت همواره در کنار مردم و در متن زندگی آنان حضور داشته و این همزیستی دیرینه، پیوندی ناگسستنی بین ملت و این قشر ایجاد کرده است. این ارتباط عمیق و ارگانیک، به همراه ایدئولوژی اسلام انقلابی، از اصلیترین عوامل وقوع و سپس تداوم انقلاب اسلامی از سال ۱۳۵۷ تا به امروز بوده و پایههای نظام برآمده از آن را مستحکم ساخته است. با این حال، در سالهای اخیر تلاشهایی از سوی دشمنان انقلاب اسلامی برای ایجاد فاصله بین روحانیت و مردم صورت گرفته است. هدف این کوششها، جدا کردن روحانیت از زیست مردمی، ایجاد بحران اعتماد و بدبینی در رابطهی دیرینهی این دوست و در نهایت، تضعیف پایگاه اجتماعی روحانیت و ضربه زدن به ارکان انقلاب اسلامی است. حفظ و تقویت این پیوند تاریخی، همچون گذشته، کلید پایداری و حرکت رو به جلو انقلاب اسلامی خواهد بود.