لغت نامه دهخدا
راه کوفتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) راه کوبیدن. راه رفتن. راه سپردن. طی کردن راه. ( آنندراج ). || هموارو مستوی کردن راه. تسطیح کردن راه. صاف کردن راه.
راه کوفتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) راه کوبیدن. راه رفتن. راه سپردن. طی کردن راه. ( آنندراج ). || هموارو مستوی کردن راه. تسطیح کردن راه. صاف کردن راه.
راه کوبیدن. راه رفتن. راه سپردن. یا هموار و مستوی کردن راه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جناب فاطمه در پشت در نمود کدار از راه کوفتن در نمود استفسار