زارین
مترادفها
طلایی، زرین
لغت نامه دهخدا
زارین. ( اِخ ) دهی است از دهستان مسکون بخش جبال بارز شهرستان جیرفت. در 12هزارگزی باختر مسکون کنار رودخانه سقدر.منطقه آن کوهستانی و سردسیر. محصول آن غلات و میوه جات و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).
زارین. ( اِخ ) ملکه سکاها است. مؤلف ایران باستان آرد: دیودور از قول کتزیاس تمجید زیاد از ملکه سکاها و زارین کرده و گوید:... او این ملت را از قید رقیت مردمان مجاور خلاصی داد. شهرهای زیاد بساخت و اخلاق مردم خود را ملایم کرد. بشکرانه این کارها سکاها پس از مرگ ملکه مقبره ای برای او ساختند بشکل هرم... روی آن، مجسمه بزرگی ازطلا نصب کرده و آن را تعظیم و تکریم میکردند چنانکه پهلوانی را کنند. ( ایران باستان ج 1 ص 212 و 214 ).
فرهنگ فارسی
ملکه سکا ها است
جمله سازی با زارین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مین جورینه معتاد ایکن اول عاشق زارین ایتمز نه قدر ایتمه سن اعزاز محبت
💡 اریک کلاین استاد باستانشناسی و تاریخ باستان در دانشگاه جرج واشینگتن دربارهٔ فرضیه رول میگوید:فرضیه وی پایه علمی ندارد. فرضیه وی بر پایه گمانه زنی با توجه به انتقال جای نامها برای رودخانههای گوناگون و مناطق نزدیک آن از دوره باستان به دوران کنونی است. احتمال فرضیه وی بیشتر از دیگر فرضیهها نیست و احتمالش کمتر از فرضیههای اسپیسر، زارین و ساور است.