رو رو
مترادفها
رو در رو، مستقیم
متضادها
پشت به پشت
فرهنگستان زبان و ادب
{ro-ro, roll-on roll-off} [حمل ونقل دریایی] نوعی بارگیری و تخلیه که در آن بار بر روی وسایل چرخ دار ازطریق شیب راهه به کشتی وارد یا از آن خارج می شود
جمله سازی با رو رو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دلا رو رو همان خون شو که بودی بدان صحرا و هامون شو که بودی
💡 بس بس که شکایت تو ناکرده بهست رو رو که حکایت تو ناگفته نکوست
💡 این دعا باشد گریزی از رضاش ای دعا رو رو تن ما و قضاش
💡 ریزی به خاک خون مرا بهر ملک ری رو رو که بهره تو دو جو گندمش مباد
💡 نی نی رو رو که من ترا میدانم خود رسم منست کاستین جنبانم
💡 گفت رو رو کار خود کن ای حسود گفت کارم این بد و رزقت نبود
💡 مدیر شرکت تصمیم گرفت تمام کارمندان بخش فروش را در یک جلسه رو رو جمع کند تا درباره مشکلات اخیر و برنامههای آینده شرکت با آنها گفتگو نماید.
💡 در آن بحث داغ سیاسی، دو طرف بدون هیچ واسطهای و به صورت رو رو با هم تبادل نظر کردند و هر کدام استدلالهای خود را بیان نمودند.
💡 برخورد رو رو با حقیقت، حتی اگر تلخ و ناخوشایند باشد، همیشه بهتر از زندگی در دنیای توهمات و دروغهایی است که باعث سردرگمی انسان میشود.