رهسپاری
مترادفها
سفر، کوچ، عزیمت، رفتن
متضادها
بازگشت
فرهنگستان زبان و ادب
{proceed} [حمل ونقل دریایی] رفتن به سمت مقصدی معین یا ادامۀ سفر
جمله سازی با رهسپاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مردکی گفتا که زنها بیثمر سوی میدان، رهسپاری میکنند
💡 تصمیم برای رهسپاری در مسیرهای دشوار و ناشناخته، نیازمند شجاعت بسیار زیاد و داشتن برنامهریزی دقیق برای مقابله با چالشهای پیش رو است.
💡 هر گروهی که برای رهسپاری به سوی مقاصد دوردست آماده میشود، باید تجهیزات لازم و نقشهای دقیق برای پیدا کردن مسیر خود داشته باشد.
💡 رهسپاری به سوی هدفهای بزرگ در زندگی، نیازمند استمرار، صبر و تلاش بی وقفه برای عبور از موانع مختلف در طول مسیر میباشد.