رنگ کار

لغت نامه دهخدا

رنگ کار. [ رَ ] ( ص مرکب ) آنکه دیوارها و در و پنجره ها را رنگ کند. نقاش. || مزور. نیرنگ ساز. محیل و چاره ساز:
نگه کردگرسیوز رنگ کار
ز گفت سیاوخش با شهریار.فردوسی.

فرهنگ عمید

۱. کسی که اتومبیل، صنایع چوبی، و امثال آن را رنگ می کند.
۲. (صفت ) [قدیمی، مجاز] حیله گر، مکار، نیرنگ ساز، فریب دهنده: نگه کرد گرسیوز رنگ کار / ز گفت سیاوخش با شهریار (فردوسی۲: ۶۷۱ ).

فرهنگ فارسی

آنکه دیوار ها و در و پنجرهها را رنگ کند مزور نیرنگ ساز
رنگ کننده، کسی که پیشه اش رنگ کردن جایی باشد، حیله گر، مکار، فریبنده، نیرنگ ساز

جمله سازی با رنگ کار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل چو بستم در تو دانستم که این صباغ عشق خام بست از روز اول رنگ کار خام من

💡 جفاکار است و خونریز آن بت بی‌درد می‌دانم ز رنگ کار او با من چه خواهد کرد می‌دانم

💡 خزان‌دیده به داند از رنگ کار که دارد چه در بار، نخل از بهار

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز