لغت نامه دهخدا
راکن. [ ک ِ ] ( ع ص ) کسی که میل میکند و تکیه مینماید. ( ناظم الاطباء ): هو راکن الی فلان و ساکن الیه. ( اقرب الموارد ).
راکن. [ ک ِ ] ( ع ص ) کسی که میل میکند و تکیه مینماید. ( ناظم الاطباء ): هو راکن الی فلان و ساکن الیه. ( اقرب الموارد ).
کسی که میل می کند و تکیه می نماید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عذرها میگو ولی آهسته گو گفته ها راکن رها ناگفته گو
💡 چند روز عمر خود در هوس مده بر باد نقد عمر خود راکن ازهوا نگهبانی
💡 برون آور ز خویش و کن تو آزاد مرا او راکن تو یکبار دگر شاد
💡 مردمک راکن نظر در چشم شرم آلود او گر ندیدی مریم آورده عیسی در کنار
💡 هر که راکن مکن هوش و خرد در کارست مشنو، از وی سخن عشق که او هشیارست